رشيد الدين فضل الله همدانى
مقدمهء مصحح 14
جامع التواريخ ( تاريخ سامانيان وبويهيان وغزنويان ) ( فارسى )
هم در اين روزگار از نادرهها است مىباشد . البتّه در شمار كارهاى نگارشى تاريخى و علمى رشيد الدّين فضل اللّه سخنهاى بسيار رفته است . گوناگونى و تنوّع آثار او بيرون از جامع التّواريخ در ديگر رشتههاى طبّى و تفسيرى و كلامى و . . . مايهء شگفتى است ! البتّه خود در جايى اشارت كردهام كه رشيد الدّين ، ساعاتى از بامداد را به رسيدگى به كارهاى پژوهشى و تأليفى مىپرداخته است ، امّا بيشترينهء كوششها و اهتمامات با پژوهشگران گمنام و بىنام ديوان او بوده است ، چنان كه شمس الدّين كاشانى ، شاعرى كه در منظومهاى ، بخشى از تاريخ مغول را به كوتاهى باز پرداخته است بتصريح ياد مىكند : همه بستد و كرد فكر اندران * بپيوست با گفتهء ديگران ز بيدار و دانندهء تركان پير * ز تاريخدان مردم يادگير بنزديك هر مير و هر مهترى * ز تركان درين باب بد دفترى از ايشان همه بستد و نقل كرد * ورا رهنمايى درين عقل كرد نويسندهء تركى و پارسى * همانا كه بودند دوبار سى كه از بهر اين كار بنشاندشان * به سر بر زر و گوهر افشاندشان دو سه سال بود اندرين جستجوى * نمىكرد با كس جز اين گفتگوى ( برگرفته از مسايل عصر ايلخانان ، تأليف دكتر منوچهر مرتضوى ، ص 441 ) اين دستياران ، يا براستى نويسندگان شصت تنى ، ترك و مغول ، در نگارش و آرايش تاريخ مغول ؛ و پژوهندگان و تاريخنگاران فارسىدان در تصنيف و تأليف بخشهاى تاريخ شهرياران ايران باستانى ، و روزگاران پيامبران و فرمانروايان اسلامى ايرانى تبار و تركنژاد ، رشيد الدّين را يار و مددگار بودهاند ، و نگاشتههاى خود را به هر بامدادى از لحاظ خواجه مىگذرانيدهاند ، - و البتّه « به سر بر زر و گوهر افشاندشان » را كمتر باور مىداريم ، زيرا عدم دقّت و حفظ امانت اين بازنويسندگان گوياى رضايت آنان